السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
448
تفسير الميزان ( فارسي )
آيات عملشان را تفسير نموده و چنين فرموده : « اينها به خدا قسم مىخورند كه نگفتند ، و حال آنكه به تحقيق كلمه كفر را گفتند و بعد از اينكه اسلام آوردند كافر شدند و به كارى دست زدند كه از آن مىترسيدند . . . » . و از مجموع همه اين قرائن بدست مىآيد كه منافقين قصد سويى نسبت به رسول خدا ( ص ) داشتند و مىخواستند آن حضرت را به قتل برسانند ، و حتى دست به كار نيز شده بودند و در حين عمل حرف كفرآميزى هم زده بودند و ليكن تيرشان به خطا رفت و شرشان از آن جناب برگرديد ، و چون به نتيجه نرسيدند و نقشه شان فاش گرديد ، رسول خدا ( ص ) پرسيد كه مىخواستيد چه بكنيد ؟ چنين عذر آوردند كه ما داشتيم بازى مىكرديم ، پس رسول خدا ( ص ) توبيخشان كرد و به آنها چنين فرمود : « آيا به خدا و رسول او و آياتش استهزاء مىكرديد ؟ » خداوند هم عذرشان را رد نمود و قصد واقعى آنان را بر ملا ساخت . و كوتاه سخن ، معناى آيه اين است : من سوگند مىخورم كه اگر از ايشان بپرسى كه چه مىكرديد ، و مقصودتان از اين حركات بى هنگام چه بوده است ؟ با اينكه كاملا هويدا بود كه قصد جان تو را داشتهاند مع ذلك خواهند گفت : ما قصد سويى نداشتيم ، و منظورمان از اين كارهايى كه تو را به گمان بد انداخته اين بود كه تفريحى كرده باشيم ، به همين منظور داشتيم مانند سواران بازى مىكرديم . اين اعتذار از ايشان در حقيقت استهزاء به خدا و آيات و رسول او بود ، براى اينكه خود اعتراف دارند به اينكه آن كار را كه كردند از راه بازى و خوض كردهاند ، حال كه خودشان اعتراف دارند پس به ايشان بگو : « آيا به خدا و آيات او و رسولش استهزاء مىكرديد ؟ » يعنى آيا از عمل زشتى كه كردهايد با يك عمل زشت ديگر كه خود كفر به خدا است عذر خواهى مىكنيد ؟ و بعيد هم نيست كه غرض اصلى بيان اين جهت باشد كه اين خوض و لعب استهزاء به رسول است ، و اگر خدا و آياتش را هم ذكر كرده براى اين بوده كه دلالت كند بر اينكه استهزاء به رسول كه خود آيتى از آيات خدا است استهزاء به آيات خدا نيز هست ، و استهزاء به آيات خدا استهزاء به خداى عظيم است ، پس استهزاء به رسول خدا ( ص ) استهزاء به خدا و آياتش نيز هست . * ( « لا تَعْتَذِرُوا قَدْ كَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمانِكُمْ إِنْ نَعْفُ عَنْ طائِفَةٍ مِنْكُمْ نُعَذِّبْ طائِفَةً . . . » ) * راغب در مفردات در معناى كلمه « طائفة » مىگويد : « طوف » به معناى گشتن دور چيزى است و به همين جهت پاسبانى را كه در اطراف خانه هاى يك محله مىگردد و حراست مىكند « طائف » مىنامند - تا آنجا كه مىگويند - و طائفه از مردم ، جماعتى از ايشان است ، و